شوری به دل و مهر به جان دادی و رفتی
عشقی به کف پیر مغان دادی و رفتی
از بی خبران سر کویت چه نشانی
بر زلف پریشان کسان دادی و رفتی
ما تشنه لبان خم رخسار تو بودیم
چون گوشه ی رخ بر دگران دادی و رفتی
ای خاطر هجرت شده غم نامه ی شب ها
از عشق به ما نام ونشان دادی و رفتی
از روز عزل ما به در میکده بودیم
یک جرعه ی عشقت به جهان دادی و رفتی
امین