در معبد نگاه تو خيره نمی شوم مگر
روز وصال آيد و جان از جهان جدا شود
خاک مزار جان همی باشد گواه عاشقی
گوئی که در ديار عشق هر عاشقی فدا شود
معشوقه ی هميشگی ديرينه يار خستگی
درياب قلب خسته را مگذار بی صدا شود
جانی نماند ای عزيز در حسرت نگاه تو
اين رسم عشق تا ابد ترسم غم خدا شود
RSS