دل چیه دو حرف کهنه که نشسته اند باهم از قدیمااون زموناخلقت آدمو حوادل چیهیه آشیونهخلوت تنهایی ما یه امیدی که همیشه می بره ما رُ به رویادل چیه اشک بهار روزای آخر خرداد آخرین موجی که خورده به تن زخمی دریادل چیهحکایت مجنونی لیلی تاریخ قصه ی شیدایی فرهاددر حال تمنادل چیه لمس یه درد گوشه پنهان انسان گرمی یه حس کهنه عاری ازتعبیر و معنادل چیه آرامش تن به هوای عشق تازه یه سپیده ی طلایی لحظه ی چیدنفردادل چیه رنگین کمون گلای شهر بهشت بهترین رفیق جون وقتی آدم می شه تنها ... این دل که سایبون ظهر تابستون درد خنکای هر بهار می بره مارو به هر جا این دل بازیچه ی دست دو عاشق خیالی به جز این دل شکسته کی میشه ناجي دنیاامين