ما کنج خرابی دل خود ساخته ایم
در نبرد نابرابر ثانیه ها باخته ایم
افسون گر و مست و عاشق و دیوانه
این تک کلمات را به هم بافته ایم
افسون گری خود به درد ما مرهم شد
با مستی خود به عشق پرداخته ایم
در بین تمام عاشقان یکتا ایم
چون در پی یار بی امان تاخته ایم
در نهایت عشق چه بی پرواییم
از حقیقت عشق چه ها یافته ایم
راز دل ما فقط خدا می داند
با شراب او محفل خود ساخته ایم
دریاب که یک لحظه زهم نگسستیم
تا مرز جنون ما همگی فاخته ایم
امین