تمام غربت باران
درون جنگل جانم
میان سبزی روحم
به گوشه باغ خیالم
به سرسرای نگاهم
وای که چه تأسف تلخی است،
- بی تو بودن -
- بی تو زیستن-
پیش از آنکه بر تو نظر کنم به خود می نگرم
که زچه رو اینچنین پایبند عشقی شده ام که از خود بیگانگی را برایم به ارمغان آ ورده است ..
احساسی گنگ از نخواستن ، لب به سخن نگشودن و بی تفاوتی ..
تو همانی که بی نتیجه خواهی ماند
برای من و برای تمام آرزو هایم.
امین